تبلیغات
ღஜღلحظــــــــه هاღஜღ - خودت قضاوت کن!!!
ღஜღلحظــــــــه هاღஜღ
پیراپزشکی آزاد اسلامی مشهد ( فرهنگی ، علمی ، ادبی )
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 آبان 1391 توسط نسترن نیک پور

 

در روزگاران قدیم در دهکده ای دور افتاده دو همسایه زندگی میکردند

که هر کدام ازانها ارزوی زندگی فرد مقابل را داشت وهمیشه غبطه ی زندگی دیگری را داشت. یک شب شخصی عارف از طرف خداوند به نزد انان رفت وگفت: ان دو می توانند جایگاه زندگی خود رابایکدیگر عوض کنند ان دو شخص خیلی خوشحال شدند زیرا دیگر می توانستند به ارزوی دیرینه ی خود برسند.

اما ان شخص در مقابل این کار شرطی نیز داشت وان شرط این بود که ان دو شخص قبل از قبول کردن شرایط باید به درد دلها ومشکلات یکدیگر گوش فرا دهند و در صورت قبول ان می توانند شرایط وجایگاه زندگی خود رابا یکدیگر جابه جا کنند.هر دو قبول کردند وقرار ملاقات برای روز بعد گذاشته شد.

روز موعد هر دوامدند وباخوشحالی کنار یکدیگر نشستند.همسایه ی اول شروع به تعریف کردن شرایط و مشکلات خود کردوهمسایه ی دوم گوش فرا داد بعد از مدتی که ساکت شد نفر دوم شروع به حرف زدن کرد.بعداز زمانی اندک داستان زندگی نفر دوم نیز به پایان رسید مدتی سکوت بر قرار شدهردو لبخند تلخی زدند ونفر دوم گفت من فقط ظاهر زندگی تو رامی دیدم واز درون زندگیت خبری نداشتم به نظرم شرایط وموقعیت زندگی من خیلی بهتر اززندگی توست نفر اول گفت نظر من هم همین است ومن راضی به جا به جا کردن شرایط زندگی ام با تو نیستم.دوهمسایه بایکدیگر دست دادندوهردو راضی از زندگی خود به طرف خانه های خود رهسپار شدند...

نویسنده:سمانه مهدیزاده

 




طبقه بندی: ۩ شعر و ادب، 
درباره وبلاگ

این وبلاگ رو با همکاری استاد گرامیمان سرکار خانم آرام و برخی از دوستان دانشکده پیراپزشکی آزاد مشهد راه اندازی کردیم . امیدواریم خوشتان بیاید.
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
کیفیت وبلاگ لحظه ها را چگونه ارزیابی میکنید؟






نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : بزرگوار
بازدیدهای دیروز : بزرگوار
كل بازدیدها : بزرگوار
بازدید این ماه : بزرگوار
بازدید ماه قبل : بزرگوار
تعداد نویسندگان : نفــر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تبادل لینک
مدل لباس

ابزار وبمستر

خرید شارژ

دانلود

خرید vpn

قالب وبلاگ